(شب)
وقتِ دلتنگی ، سکوتِ شب چه زیبا می شودعشق میخواند غزل، اندیشه دریا می شود
آسمانی را که خیره مانده ای بر قامتشبومِ نقاشیِ چشمِ شوخِ لیلا می شود
میبرد با خود تو را مهتاب تا اعماقِ ماهقلبِ عاشق پیشه ات، یکباره شیدا می شود
نم نمک از کُنجِ چشمت اشک می آید به جوششورِ شیرین در دلِ فرهاد پیدا می شود
شب خاطرات کهن مهاباد اصفهان...
ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید